Header

صفحه اصلی  |  نمونه کارهای طراحی و صفحه آرایی   |   ارزشگذاری فیلم ها   |   درباره من   |   تماس با من

یادداشت ها: بهترین ها | جشنواره فیلم فجر | داستان کوتاه | سریال | سکانس ماندگار | سینما خاطره | گفتگو | ورزشی | یادداشت فیلم

جستجو (یادداشت ها، فیلم ها، طراحی ها  

چهارشنبه 28 مهر 1400

New Page 1
AhmadShahvand.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  غافلگیری در ایستگاه پنجم / یادداشتی بر فیلم «آتابای»

  یادت به خیر مربی / یادداشتی بر فیلم «خروج»

  تر و تمیز و شیک اما فاقد روح / یادداشتی بر فیلم «روز صفر»

  کار عشق یه عمره، کار نفرت یه لحظه * / یادداشتی بر فیلم «خون شد»

  یک گام تا رستگاری / یادداشتی بر فیلم «مغز استخوان»

  تولد دوباره یک ژانر مهجور در سینمای ایران / تازه اول راه است / یادداشتی بر فیلم «آن شب»

  چراغ جشنواره روشن شد / یادداشتی کوتاه بر فیلم «شنای پروانه»

  خانواده را داریم، پس همه چی حله / یادداشتی کوتاه بر فیلم «مصائب شیرین 2»

  آنها با جهان می رقصند / یادداشتی کوتاه برای فیلم «جهان با من برقص»

  بهترین های سینمای ایران در سال 1397 به انتخاب من

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

 

وب سایت احمد شاهوند  >> یادداشت ها  >> مشاهده متن یادداشت ها

خاطرات جشنواره فیلم فجر در دهه هفتاد - 6

طعم گلابی با مرسدس آزانس تختی

:: 8 بهمن 1381  ::

 

وب سایت احمد شاهوند: ارديبهشت سال 1376. نمايشگاه مطبوعات. غرفه ماهنامه «گزارش فيلم» مسابقه نقدنويسي برگزار كرده بود. من هم از فرصت استفاده كردم و نقد كوتاهي نوشتم بر فيلم «سلطان». تابستان همان سال. دقيقا يادم نيست چه ماهي، رفتم بودم توپخونه چند حلقه نگاتيو سه دقيقه اي سوپر هشت بخرم براي فيلم كوتاهي كه مي خواستم بسازم. چشمم به ماهنامه «گزارش فيلم» روي بساط يك دکه روزنامه فروشي افتاد. اسامي سي نفر برگزيده مسابقه نقدنويسي را اعلام كرده بود و اسم من هم جزو آنها بود. چند روز بعد در دفتر «گزارش فيلم» حاضر شدم و ضمن دريافت جوايز، زنده یاد مسعود بهاري و نوشابه اميري از ما خواستند كه براي ماهنامه نقد فيلم بنويسيم. جلسات ماهانه برگزار شد و مسعود بهاري با چهره اي خشن اما قلبي مهربان، دبير جلسات بود. يادش بخير. از آن سي نفر تنها من و نه نفر ديگر باقي مانديم و كارگاه نقد «گزارش فيلم» عملا كار خود را آغاز كرد. اعضاي كارگاه نقد اينها بودند: اميرسعيد قطبي زاده، علي اصغر كشاني، رامتين شهبازي، امين فرج پور، محمدسعيد احمدي پويا، زهرا اديب، احسان ميلاني، ايرج افشار و كامبيز صالحي كه در حال حاضر هر كدام براي خود اسم و رسمي پيدا كرده اند.

جشنواره سال 76 جشنواره خوبي بود. تقريبا همه كارگردان هاي صاحب نام حاضر بودند. عباس كيارستمي با «طعم گيلاس» (در بخش خارج از مسابقه)، داريوش مهرجويي با «درخت گلابي»، مسعود كيميايي با «مرسدس»، رخشان بني اعتماد با «بانوي ارديبهشت»، بهروز افخمي با «جهان پهلوان تختي»، رسول ملاقلي پور با «كمكم كن»، ابراهيم حاتمي كيا با «آژانس شيشه اي»، داود ميرباقري با «ساحره»، مجتبي راعي با «تولد يك پروانه»، سيروس الوند با «ساغر»، كمال تبريزي با «مهر مادري» و ...

«كمكم كن» به جشنواره نرسيده بود، اما كسايي كه فيلم را در در روزهاي پاياني جشنواره در سينماي مطبوعات ديده بودند، مي گفتند ملاقلي پور زده به سيم آخر. يك فيلم آشفته به تمام معنا. بعدها ملاقلی پور يك آشفته معركه ساخت به نام «قارچ سمي». فيلمي كه آشفتگي اش، منطق داشت.

كمال تبريزي با «مهر مادري» ثابت كرد كه «ليلي با من است» تصادفي فيلم خوبي نشده. «مهر مادري» يك فيلم ساده و روان بود با يك پايان غافلگير كننده.

تا دو سه ساعت بعد از ديدن «آژانس شيشه اي» شوكه بودم. حاتمي كيا كولاك كرده بود. هر چند كه بعدها با محتواي فيلم بشدت مشکل داشتم، اما هنوز هم توانايي اش در آن فيلم را مي ستايم. بازي هاي بيادماندني پرويز پرستويي و بخصوص رضا كيانيان در تاريخ سينماي ايران ماندگار شد.

«بانوي ارديبهشت» را با فاصله اي دو ساعته بعد از «آژانس ...» ديدم. فيلم فرصتي بود تا از دنياي «آژانس شيشه اي» بيام بيرون و با خيال راحت حديث نفس بني اعتماد را بيبنم. «بانوي ارديبهشت» ثابت كرد علي رغم شناخت كامل و بي نقص سازنده اش از سينماي ضدقصه و اصول و قواعد آن، بني اعتماد با سينماي داستانگو بهتر و راحت تر مي تواند حرفهايش را بزند. همان حرفهايي كه سه سال بعد تبديل شد به بهترين فيلم سال 79 يعني «زير پوست شهر».

تمامي فلاش بگ هاي «درخت گلابي» ديدني بود و بعضي از فصل هاي زمان حال، عذاب آور. بخصوص آن قسمت هايي كه به دانشجوها و حضور و غيابشان اختصاص دارد، وصله اي بس نچسب است. اما بهرحال «درخت گلابي» فيلمي است براي روزهاي دلتنگي و براي روزهاي عاشقانه عمر.

«ساحره» را بلافاصله پس از «درخت گلابي» ديدم و چه لذتي بردم از فضاي فيلم. موسيقي چشم آذر و تصاوير زرين دست و بازي ويشكا آسايش معركه بود. بعدها چشم آذر به دليل عدم پرداخت دستمزد، خواستار حذف موسيقي اش از فيلم شد و بابك بيات براي فيلم موسيقي ساخت. اما كار چشم آذر چيز ديگري بود.

بهروز افخمي، «جهان پهلوان تختي» خودش را ساخت و چه كرد. يك همشهري كين ايراني. چه بهره گيري درخشاني از يك فرصت بدست آمده آنهم در مدتي بسيار كوتاه.

12 ساعت سرما و صف و جيغ و داد و فشار را تحمل كردم تا بفهمم كه داريوش فرهنگ با «رواني» اش چه كلاه گشادي بر سرم گذاشته است.

چه لذتي داشت ديدن «طعم گيلاس» نخل طلا گرفته در يك روز آفتابي و در يك روز خلوت. به جاي «دان» ساخته ابوالفضل جليلي به ناگهان «طعم گيلاس» نمايش داده شد و من كه رفتم بودم «عشق گمشده» را ببينم، از فرصت استفاده كردم و شاهكار عباس كيارستمي را با خيال راحت تماشا كردم. و سانس بعد، «عشق گمشده» سعيد اسدي را ديدم. فيلمي كه داد مي زد سازنده تازه به وطن آمده اش هيچ چيز از ايران نمي داند. شايد سه چهار سال زمان مي خواست تا اسدي با «آواز قو» نشانمان بدهد كه خيلي چيزها از ايران مي داند. «عشق گمشده» فيلمي بود كه نشان داد مي توان جايزه اي را كه براي «طعم گيلاس» به همايون ارشادي دادي،‌ بايد براي اين فيلم از او پس بگيري!

نمايش فيلم دو ساعته سيروس الوند در سينما آفريقا و در يك روز جمعه، چهار ساعت طول كشيد. «ساغر» را پرده به پرده ديديم. پرده هاي فيلم با فاصله اي نميساعته به سينما مي رسيدند. صداي همه در آمده بود. بخصوص وقتي كه فيلم آنچيزي نشده بود كه بايد مي شد، بيشتر بخاطر چهار ساعت وقت باارزشي كه هدر رفت حرصمان مي گرفت.

و باز هم فيلمي از مسعود كيميايي آنهم در روز آخر جشنواره. «مرسدس» را دوبار ديدم. بار اول پس از ساعت ها انتظار ساعت 8 شب در سينما بهمن. كارگرداني كيميايي در «مرسدس» شسته رفته تر و روان تر شده بو و ديالوگها هم باب دندون چهار قهرمان فيلم بود. يك فيلم امروزي از كارگرداني كه مي گفتند در گذشته سير مي كند. چه تجليلي كرده بودند مسعود كيميايي و بابك بيات از اسفنديار منفردزاده. وقتي فيلم تمام شد به سرعت خودم را رساندم سينما آفريقا براي سانس فوق العاده ساعت 12 شب. وقتي رسيدم خونه ساعت 3 صبح بود. جشنواره شانزدهم به پايان رسيده بود و حاتمي كيا و آژانسش جوايز را درو كرده بودند ...

 

منبع: وب سایت احمد شاهوند

664 - احمد شاهوند

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی وب سایت احمد شاهوند بدون ذکر نام نويسنده ممنوع است  ::

....................................................................................................................................................................................................

صفحه اصلی  |  درباره من   |  تماس با من

بهترین ها  | جشنواره فیلم فجر  | داستان کوتاه  | سریال  | سکانس ماندگار  | سینما خاطره  | گفتگو  | ورزشی  | یادداشت فیلم

.......................................................................................................................................................................

نفر سوم بهترین گزارش سینمایی

در دو دوره (1392 و 1395)

از جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی

نفر دوم بهترین صفحه آرا

در دو دوره (1393 و 1395)

از جشنواره مطبوعات

استان البرز

.......................................................................................................................................................................

  كليه حقوق اين سايت براي احمد شاهوند (www.AhmadShahvand.ir) محفوظ است.

Copyright © 2019 www.AhmadShahvand.ir All rights reserved

............................................................

طراحی و اجرا: Cinet Studio